:: کولی

   

فکر نوشته هایی از من

 

پرده را بردار

بگذار كه احساست هوايي بخورد

و بلوغت. به تجلي نوري.هويت گمشده را پيدا بكند

بگذار اندكي هم اين غريزه در پي بازي برود

بگذاز كه تنهايي تو هم

اندكي

هر چند ناچيز. آواز خواند

دلت را بگذار براي يكبار هم كه شده

از براي خودش

راه رود

حرف زند

بگذار ساده باشد

ساده

بدون رنگ و لعاب

بدون نقاب

بگذار

اندكي در باز ماند

شايدكه آواززنده تقدير را

ز پشت حصار فاصله ها شنويم

بگذار

بگذار اندكي هر چند ناچيز

مزه محبت به زير زبانت باشد

و ياد يك گل سرخ

و يك انگشتري سپيد

نقش يك ثانيه ي ذهن تو باشد

مي گذاري؟!!

بگذار

بگذار

بگذار

..................................



:: برچسب‌ها:
پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کولی ( نظرات )