:: کولی

   

فکر نوشته هایی از من

نه به اين شوري شور نه به اين بي نمکي

اگه ديديد دختر عمه تون ديگه هر روز زنگ نمي زنه و پسر عمو تون ديگه تو مهمونيا شرکت نمي کنه، بدونيد  هفته ي ديگه کارت عروسي مياد در خونتون.چون يه ماهه که تخت گاز رفتن تو کار همديگه.
نه به اين شوري شور نه به اين بي نمکي. آدم زنده که وکيل وصي نمي خواد. دختر خاله ات رو مي خواي
بگو خاله جان فاميلي مون سر جاش دخترت رو مي خوام. حالا واستون تعريف مي کنم عجله نکنيد يه کم صبر داشته باشيد.
جمعه رفته بوديم يه بله برون توپ، يه پسري عاشق دختر خاله اش شده بود، که خيلي خوشگل و خانوم و جهيزيه توپ و خلاصه مي گه چيکار کنم چيکار نبکنم، مي ره پيش داييش و از سير تا پياز و واسش تعريف مي کنه که دختره فلانه و بيسار ه و دايي و خانم دايي هم مي رن خواستگاري. اگه گفتي واسه کي؟ آره ديگه واسه پسر خودشون! پسره  هنوز تو کف خواستگاري مونده. حالا از اين طرف بله برون، از اون طرف قهر و دعوا. فاميلاي مادر عروس که اصلا نيومده بودن، اونم بيچاره فقط گريه مي کرد.
نه به اين شوري شور نه به اين بي نمکي
آخه، يه ديوونه تو تيمارستان واسه دکتر تعريف مي کنه مي گه من اينقدر خواستگار داشتم که نگو. هر پنج شنبه ميامدن و ميوه و شيريني و نوشابه همه جور پذيرايي مي کردم. نمي دونم چرا مي رفتن و ديگه بر نمي گشتن. دکتر مي گه خونتون مگه نزديک پارک بود؟!
حالااين و از اين جهت مي گم که بابا!  صد تا مهمون نبريد خواستگاري که بخورن و برن. آخه از بعضي پسرا هر چي بگي بر مياد. اونايي که اعتقاد دارن زن بايد شوهرش رو بپرسته. مثل خانمهاي نجيب بورکينافاسويي! پدر من شايد اونا مرداشون لياقت پرستيده شدن داشته باشن، نه مثل مرداي نازنين ايروني که يه چيزي به اسم غيرت و چماق کردن و هر کاري دلشون مي خواد مي کنن!
اما من فقط با کسي ازدواج مي کنم که مورد تاييد صد در صد  پدر و مادرم باشه. يعني مرد کار و خونواده و زندگي  باشه. تازه ده سال هم  بايد پاشنه ي در  خونمون و از جا در آره بعد. اصلا حوصله ي بچه کوچولو هاي  پائولوکويلو خون رو ندارم که همه کار مي کنن و دم از عذاب وجدان مي زنن. بابا ده سال خاک در خونه ي پدر زن مي خوره، نمي شه بهش اعتماد کرد. چه طوري مي شه با يه دوستي ساده و جديدا هم با  چت
يکي رو شناخت و يه عمر زندگي کرد. يعني به عبارتي سوخت و ساخت.
  



:: برچسب‌ها:
شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۳ ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کولی ( نظرات )