51

اه
ببین
صبر ایوب ندارم
دل من تنگ و تو دور
بیا تا راه برویم
اسمان هنوزم ابیست
خورشید نورانیست
لکه ابری هم هست
بوی باران اما نیست
بیا
تا از بودن توتلخی کام من برود
و اینگونه منم
لذت شیرینی عالم بچشم
بیا
شب هم هست
ماه هم زیباست
لکه ابر هم هنوز جایش انجاست
بوی باران اما هست
زمستان رفت
رخت سفیدش را برد
بهار و ان رخت زیبای ملون اش اینجاست
بیا
دیدن تب درخت برای شوق جوانه زدن
سپردن ماهی سرخ تنگ به رود
لمس شبنم صبح بر سر سبزه ی کنار جوی
بی تو دیگر بی معناست
خسته ام
از خواب تو را دیدن
ارزو ها را به چاه تنهایی بردن
و هر روز
همین هوا را تنفس کردن
بیا
به بوسه ای از خواب بیدارم کن

/ 0 نظر / 8 بازدید