66

کنون بنگر مرا
اه از این
خستگی های نا تمام
کارهای مانده ی بی انجام
بغض های فروخفته ی بی فریاد
بی قراری های یک ذهن مشوش لغزان
سوالهای مبهم و پر تکرار
دعاهای مکرر بی تاثیر
شب
سکوت
چهار دیواری و اینهمه اوار
سرگردانی های بسیار و بی پایان
اه
باران
تنها باران
تو نوازش کن امشب من را
سخت به ان محتاجم
بنگر
بر دلم
رد هزار زخم کهنه و نوست
شاعری
حرفه‌ی بی‌خطری نیست در این روزها

/ 0 نظر / 20 بازدید