73

می چکد 
از ناودان ها ، چکه چکه ، آبها 
و خیابانها 
می خروشند هنوزم بر من ، خیس

پاره پاره 
لباسهای رویایِ من وُ
پُر شُده از غریو مرگ ،این #پاییز 

آری
رفته ای وُ می آیند 
بر شانه های من 
هُجومِ سنگینی خوابها
آنگونه که کسی نیست بنگرد اسارتم را 

و آرام آرام
هنوز
می بارد #باران از آسمان

/ 0 نظر / 19 بازدید