........

در ان کشاکش کف الوده ی اب
در بستر رود
ردهای ناخن
تک نشانهای مانده بر تنم
فریاد یک دیوانگیست
از اخرین درد یک هم آغوشی
کاش
دوباره برگردی

/ 3 نظر / 16 بازدید
پریسا

آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را نمی کنی و از همانجا گم می شوند تعدادشان هم کم نیست , هی می آیند و می روند اما این تویی که توی آمدن یکی شان گیر می کنی و وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود!

پریسا

نوشته هاتون و خیلی دوست داشتم...اگر اجازه بدبد لینکتون کنم

بهزاد

سلام دوست من. ممنون که به (دست نوشته های من) سر زدی. به این وبم هم سر بزنی خوشحال می شم [گل][لبخند]