چند گاهيست که شب دلگير است .... روزها عشق و محبت مرده .... و در اين تنهايی بی پايانم من به همراه محبت کفنم میپيچم که سر آيد همه غم و چه شايد که گذر کرد از اين سنگ معرق ٬ عابری تنها و خسته ..... و چه شايد ها کين عابر خسته بکند باز محبت زنده ..... که من از عطر خوشش شاد بيارامم که به عشقم برسم و که روحم برود پيش محبت که دگر باز نگويد چند گاهيست که شب دلگير است ٬ روزها عشق و محبت مرده !!!

/ 0 نظر / 6 بازدید