53

تابستان هم هست
بهار هم خواهد رفت
درختان بی شکوفه خواهند بود
پر برگ
پر بار
میوه ای چین و بر دهانت بگذار
از ان درخت پیر گیلاس
پدر بزرگ نیز خاطره اش انجاست
به میان لبانت بگذار
ببوس مرا
چشمهایم بسته
و دستهای تو بر گردنم حلقه است
نگاه کن
میوه ی گیلاس ات به میان دهان من می چرخد
لبهای تو چه خوش طعم است
تابستان اش داغ
زیبایی
تو
تنفس
نگاه کن
باز مرده ام
حتی به خواب
تحمل این شیدایی تا به چند ... ؟

/ 0 نظر / 16 بازدید