40

گاهی می شود سلامی را جوابی داد
گاهی می شود سکوتی کرد و نگاهی خواست
گاهی می شود بی دغدغه راهی را رفت
گاهی می شود از خود گفت بی انتظار شنیدن یک پاسخ
گاهی ...
گاهی همه ی دغده ام می شود این
که چرا
شده ام اینگونه در خود غرق
شده ام برای همه عجیب .. پر از تفاوت
گاهی اینگونه تنهایم با خود و بیگانه ام با دیگری
گاهی بی دلیل و بی دلیل به خود می گویم
هنوز
دلیل تنهایی من نیامدن توست
کی می ایی ؟
گاهی هم نمی شود در خود نبود و سری به فلسفه نزد
گاهی هم هرگز نخواهی شد بزرگ
کودکی زیباست ...؟
گاهی می گذاری بشود انچه که می خواهد بشود یک اتفاق
می افتد....؟
گاهی این افتاده شده وابستگی اش ... چگونگی تفسیر ماست
بگذار بشود ...
لیک
همیشه سوی رفتن ...
سوی صعود
ان بلندای بلند کوه .. ان قله است
اندیشه ام دیگر بر فرود نیست
بال خواهم گشود
جهشی خواهم کرد سوی بالاتر از این بالاترین
و به فراسو ترین فراسو پرواز خواهم کرد
عادی ترین رفتار عالم همین است ...؟!
مشکلی نیست .. عیبی ندارد
به همین یکدانه شرطی که دارد
همه را اسان میکنم احساس
بالاترین حقیقت باز اگاهیست بر اینده ای که می بینم و می خواهم
بی پایانترین شادمانی اینست
که بگشایم گوش بر ان نجوای زندگی
و این می شود پاداشم
شادمانی ....؟
گاهی می شود فلسفه را باور داشت
گاهی می شود انسان بود
گاهی می شود اندیشید عمیق
گاهی می شود درک این معنا کرد
که یکرنگی هر انسان با دیگری
نسبت عکسی دارد با تکثر وجود دیگران در ان شخص
می شود باز خود را دید در راهی
می شود باز باور کرد سرسبزی یک دشت را
می شود همیشه زیبا دید
می شود خندید با کوچکترین بهانه .. با لبخند
می شود گاهی و گاهی می شود در خود تنها بود
گاه پر معنا و گاه بی معنا
گاهی نیز تو سلامی کن
گاهی نیز شاید دهم تو را پاسخ
اری گاهی می شود و می شود گاهی اینچنین با خود در خود تنها بود
گاهی نیز تو مرا اینچنین باور کن
می شود آیا ...؟

/ 0 نظر / 15 بازدید